می نویسم که یادم بماند...

آدم است دیگر .....گاهی هم دلتنگ می شود بی امان ...گاهی هم غصه می خورد ...گاهی دلش می خواهد فقط و فقط یک گوشه بنشیند و پر شود از آهنگ دلخواهش ....گاهی هم می خندد بدون دلیل با سبک سری ...آدم است دیگر ...پر از احساسات ....گاهی هم یادش می رود ...قدر لحظه به لحظه روزهای خوب باهم بودن را بداند ....آدم است دیگر ....فراموش کار .......
من می نویسم ...تکرار می کنم .....من باید خودم باشم ...شاد ، پر از انرژی ....خانه من باید پر باشد از موزیک های شاد ...گاهی هم می رقصیم .....اما دل است دیگر می گیرد .....بهانه می گیرد .....ناز می کند شاید .....
می خواهم بهانه ای برای بهانه هایش باقی نگذارم ...........
با هر فصلی ، بارانی ، ابری ، بادی ، برفی ، بهاری ......لبریز شوم از خاطرات خوب ....لبخند بزنم بی امان ....و غرق شوم در احساسات ناب .......
من می خواهم قدر این روزهایم را بدانم .....دستان کودکم ..چشمانش ...حرفهایش .....لذتی که دیگر بر نمی گردد می دانم
می نویسم که یادم بماند .....می نویسم که یادم نرود
آرامش رهایی از طوفان نیست بلکه آرام زندگی کردن در میان طوفان است
شاد باشید چرا که امروز اولین روز از بقیه عمر شماست ...


می نویسم که یادم بماند... 
